فصل تند عاشقی...

جهت ورود کلیک فرمایید


مدتها بود که از فصل عاشقانه های زندگی دور بودم.  از ماه های تند و آتشین اش هراس داشتم، شاید از فصلِ تنهایی ها، اشک هایِ پشیمانیِ زمستان تند اش در هراس بودم. این هراس مرا در دامان پاییزِ عریب اش حا داده بود.  در میان سر گردانی فصل ها تو مهمان ناخوانده ام شدی، سر زده آمدی و مرا در فصل عاشقانه هایش دوباره حا دادی. من از هراس و  وهمِ زمستانش در پی راه گریزی بودم. اما نگاه گرم تو ، گریزِ همه ء راهها بود. من از آن پس مهمانِ همیشه فصلِ عاشقانه های آتشین شدم. 

از آن روز شادی هایمان، لبخند هایمان حتی اشکهایمان عاشقانه بود. امروز می خواهم برایت از خوشبختی هایم بگویم، می دانی من خوشبخت ترین زنِ زمینم، چون تکیه ام به مردی است که گاهی فرا زمینی تلاش می کند فقط برای یک لبخند ... 

عاشقانه دوست ات دارم ...

برایم همیشه عاشقانه بمان ... .


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای